تبلیغات
طنین تنهایی - هستم اگر می روم,گر نروم نیستم

طنین تنهایی

و این کابوس ها ی آشفته که به سوی تو روانند را می بینی؟ چشم هایت را باز کن برادر. فریاد کش. عصیان کن. خشم فرو خفته ات را در دل بیدارت به بند نکش. چشم های هشیارت را با شراب مطهر اشک غسل بده. نترس. بگذار به صلیبت بکشند. بگذار شمع آجین ات کنند.بگذار تکه تکه ات کنند. چه باک؟ با توام... تو ای که فریاد علی وار بودن سر داده ای. همچون او بمیر. عقده های چرک آلود سرباز کرده ات را به خاک بسپار و سپس فارغ بال,آزاد,سرخوش و سرمست در محراب عقیده ات بمیر! از آن خواب 1400 ساله بیدار شو. کهف را بلرزان. چرا معطلی .دستت را دراز کن و آن میوه ی ممنوع را لمس کن. بوی عطر آگاهی را احساس نمی کنی؟ مرگ خود حیوانیت را به چشم ببین. بمیر پیش از آنکه بمیری*. مگذار که اسیرت کنند. مگذار که فریادت را در گلو خفه کنند. سینه ات را از غم تهی کن. بگو. آن سکوت دردناک را بشکن. از این خدایگان استبداد نهراس. مگر می توانند به زور تیغ و ضرب طلا و تزویر تسبیح خفه ات کنند؟ بشکن این بتهای دروغین را. آنجا که جزای نیم خیز شدن, ارعاب است و تهدید, بلند شو و تمام قد بایست. بایست پیش ازآنکه خفته ات را بر دوش ها برند....
*-موتوا قبل ان تموتوا


+نوشته شده در پنجشنبه 20 اسفند 1383 ساعت07:03 ق.ظ توسط امین | نظرات |